بي بي شهربانو همسر ايراني امام حسين(ع)
قطب راوندي روایـت كـرده اسـت : پیش از آنكه لشكر مسلمانان بر سر ایرانيان بروند شهربانو در خـواب دیـد كـه حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلم داخـل خـانـه او شـد با حضرت امام حسین علیه السلام و او را براى آن حضرت خواستگارى نـمـود و بـه او تزویج كرد. شهربانو گفت كه چون صبح شد محبت آن خورشید فلك امامت در دل مـن جـا كـرد و پـیـوسـتـه در خـیـال آن حضرت بودم . چون شب دیگر به خواب رفتم حـضـرت فـاطـمـه عـلیـهـمـا السـلام را در خـواب دیدم كه به نزد من آمده و اسلام را بر من عـرضـه داشـت و مـن به دست مبارك آن حضرت در خواب مسلمان شدم ، پس فرمود كه در این زودى لشكر مسلمانان بر پدر تو غالب خواهند شد و تو را اسیر خواهند كرد و به زودى بـه فـرزند من حسین علیه السلام خواهى رسید و خدا نخواهد گذارد كه كسى دست به تو بـرسـانـد تـا آن كـه بـه فرزند من برسى و حق تعالى مرا حفظ كرد كه هیچ كس به من دسـتـى نـرسـانید تا آن كه مرا به مدینه آوردند و چون حضرت امام حسین علیه السلام را دیـدم دانـسـتـم كـه هـمـان اسـت كـه در خـواب بـا حـضـرت رسـول صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلم بـه نـزد مـن آمـده بـود و حـضـرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلم مرا به عقد او در آورده بود و به این سبب او را اختیار كردم . شـیـخ مـفید ـ رحمه اللّه ـ روایت كرده است كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام حریث بن جابر را والى كرد در یكى از بلاد مشرق و او دو دختر یزدجرد را براى حضرت فرستاد، حـضـرت یكى را كه ( شاه زنان ) نام داشت به حضرت امام حسین علیه السلام داد و حـضـرت امـام زین العابدین علیه السلام از او به هم رسید و دیگرى را به محمدبن ابى بـكـر داد و قـاسم جد مادرى حضرت صادق علیه السلام از او به هم رسید. پس قاسم با امام زین العابدین علیه السلام خاله زاده بودند
به گفتهی بیشتر مورخان، مادر امام علی بن الحسین(ع)، دخــتر یزدگرد سوم ـ آخرین پادشاه ساسانی ـ است؛ اما در اسم و چگونگی ازدواج این بانو با امام حسین(ع) اختلاف بسیاری است؛ چنان که اسامی وی تا چهارده و حتی هفده اسم گزارش شده است. با تمام تلاشها و پیگیریهایی که بعضی از محققان و نویسندگان دربارهی آن انجام داده اند، نظر دقیق و قانع کنندهای ارائه نشده است. تحقیق و نقد و بررسی در این موضوع در دهههای اخیر از آن جهت بیشتر صورت گرفته است که برخی از خاورشناسان مغرض و دشمن مکتب تشیّع و به پیروی از آنان بعضی از نویسندگان مسلمان، ازدواج امام حسین(ع) با شاهزاده خانم ایرانی و انتساب خاندان رسالت به دودمان ساسانی را علت گرایش ایرانیان به اهلبیت(ع) و در نتیجه پذیرش مکتب تشیّع معرفی کرده اند و اعتقاد شیعیان را به حق الهی ائمهی اطهار(ع)، از بقایای اعتقاد قدیمی ایرانیان به «فرهی ایزدی» پادشاه ساسانی دانستهاند؛ زیرا پادشاهان ساسانی خود را آسمانی نژاد میدانستند و برای خود مقامی نیمه خدایی و فوق بشری قائل بودند و کیش زرتشت آن روزگار نیز این نوع تفکر را تأیید میکرد.
بعضی از محققان، تمام یا بیشتر اخباری را که در این باره وجود دارد و همچنین اخبار معدودی را که بر امولد بودن مادر امام سجاد(ع) دلالت دارند، جمعآوری و آنها را مورد نقد و بررسی قرار داده اند. باید توجه داشت که هر چند اصل ماجرا شهرت بسزایی دارد و در کهنترین متون تاریخی شیعه، چون وقعة الصفین، تاریخ یعقوبی و بصائر الدرجات که همگی در قرن سوم تألیف یافتهاند، نقل شده است، اما اختلاف میان مفاد این روایات و عدم سازگاری پارهای از آنها با روایات فتوحات و غیره، آن قدر چشمگیر است که محققان معاصر، اصل داستان شهربانو و ازدواج وی با امام حسین(ع) و ولادت امام سجاد(ع) از شاهزاده خانم ایرانی را مشکوک دانستهاند؛ چنان که استاد مطهری پس از تشکیک در این بارمینویسد:
«ادوارد براون از کــسانی است که داستان را مجعول میداند. کریستنسن نیز قضیه را مشکوک تلقی میکند و همین طور سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی ایران آن را افسانه میداند»
علاوه بر این ، از صدها سال پیش محدثان و نسبدانان بر مضمون این روایات خرده گرفتهاند و به انکار آن پرداختهاند و به انکار آن پرداختهاند. ابن عنبة یکی از نسبشناسان معروف علوی (متوفی 828 هـ ق) در این باره مینویسد: «خداوند، علی بن الحسین(ع) را به فرزندزادگی پیغمبر(ص)، از پادشاهزادگی بینیاز فرموده است، آن هم دخــتری که بر سنت اسلامی متولد نشده است. اگر پادشاهی موجب شرف بود، باید عجم بر عرب و بنی قحطان بر بنی عدنان فضیلت داشته باشند.»
وی ـ پس از این که میگوید: قول مشهور آن است که مادر امام سجاد(ع) دخــتر یزدگرد سوم و نامش شاه زنان میباشد ـ در پایان میافراید: بسیاری از نسبشناسان و مورخان این قول را نپذیرفتهاند. بنا به گفتهی آنها دخــتران یزدگرد همراه او به خراسان رفتند.
دلیل دیگری که اصل داستان را خدشهدار میکند، سندی است که نشان میدهد آغاز سدهی دوم هجری، شاهزاده خانم ایرانی در خاندان هاشمی ناشناخته بوده است. این سند، نامه منصور دوانیقی در پاسخ به محمد بن عبدالله بن حسن ـ مشهور به نفس زکیه ـ است. محمد در نامهای به منصور، و پس از آنکه خود را مهدی امت خوانده و امامت و خلافت را حق خود دانسته است، منصور را به اطاعت خود فرا میخواند. منصور در پاسخ او نامهای طولانی و تهدیدآمیز مینویسد و در ضمن میگوید: پس از رحلت رسول خدا(ص) در خاندان شما برتر از علی بن الحسین(ع) متولد نشده و مادر او امولدبود.
نوشتن امولد، تحقیری است که منصور بن محمد بن عیدالله روا میدارد. این نامه که طبری در حوادث سال 145 هجری آورده، نیم قرن پس از رحلت امام علی بن الحسین(ع) نوشته شده است که در آن زمان بسیاری از هاشمیان زنده بودند. اگر داستان اسیر شدن شهربانو و آوردن او به مسجد مدینه و نیز اگر دخــتر یزدگرد بودن مادر حضرت درست میبود، منصور چنان تعبیری به کار نمیبرد و اگر ادعای دروغی کرده بود، محمد سخنش را در دهانش میشکــست و به او پاسخ میداد که مادر علی بن الحسین(ع) شاهزاده بوده است نه کنیز.
نکته دیگر آن که مورخان هنگام شرح جنگهای مسلمانان و ایرانیان، داستان حرکت و عقبنشینی یزدگرد را از نقطهای به نقطهی دیگر به تفصیل نوشتهاند. براساس این گزارشها، یزدگرد و خاندان او هیچگاه در میدان جنگ نبودهاند. زمانی که جنگ قادسیه شروع شد، یزدگرد در مداین بود و پیش از آمدن مسلمانان از مداین به حلوان رفت؛ سپس از حلوان به اصفهان و از آن جا به اصطخر و کرمان و مرو گریخت.در این عقب نشینیها، یزدگرد نه تنها زنان، خویشاوندان و خزانهی خود را همراه داشته است، بلکه آشپزان، رامشگران و یوزبانان او نیز همراه وی بودهاند. بنابراین، دخــتران او کجا، کی و چگونه به اسارت مسلمانان درآمدند؟ البته با وجود قراین و شواهد ذکر شده، احتمالاً در فتح مداین کنیزکانی اسیر شدهاند؛ چنان که مجالد بن سعید از شعبی نقل میکند: «در روز فتح مداین، مسلمانان از کنیزان کــسرا، تنی چند به اسارت گرفتند که مادر من یکی از آنان است.» نیز بعید نیست که در فتح خراسان و شرق ایران دخــترانی اسیر شده باشند؛ چنان که بلاذری مینویسد: «گفتهاند مادر علی بن الحسین(ع) سجستانی (سیستانی) است.» و احتمال دارد که امام حسین(ع) یکی از این زنان را به همسری گرفته و امام علی بن الحسین(ع) از او متولد شده باشد.
به گفتهی بیشتر مورخان، مادر امام علی بن الحسین(ع)، دخــتر یزدگرد سوم ـ آخرین پادشاه ساسانی ـ است؛ اما در اسم و چگونگی ازدواج این بانو با امام حسین(ع) اختلاف بسیاری است؛ چنان که اسامی وی تا چهارده و حتی هفده اسم گزارش شده است. با تمام تلاشها و پیگیریهایی که بعضی از محققان و نویسندگان دربارهی آن انجام داده اند، نظر دقیق و قانع کنندهای ارائه نشده است. تحقیق و نقد و بررسی در این موضوع در دهههای اخیر از آن جهت بیشتر صورت گرفته است که برخی از خاورشناسان مغرض و دشمن مکتب تشیّع و به پیروی از آنان بعضی از نویسندگان مسلمان، ازدواج امام حسین(ع) با شاهزاده خانم ایرانی و انتساب خاندان رسالت به دودمان ساسانی را علت گرایش ایرانیان به اهلبیت(ع) و در نتیجه پذیرش مکتب تشیّع معرفی کرده اند و اعتقاد شیعیان را به حق الهی ائمهی اطهار(ع)، از بقایای اعتقاد قدیمی ایرانیان به «فرهی ایزدی» پادشاه ساسانی دانستهاند؛ زیرا پادشاهان ساسانی خود را آسمانی نژاد میدانستند و برای خود مقامی نیمه خدایی و فوق بشری قائل بودند و کیش زرتشت آن روزگار نیز این نوع تفکر را تأیید میکرد.
بعضی از محققان، تمام یا بیشتر اخباری را که در این باره وجود دارد و همچنین اخبار معدودی را که بر امولد بودن مادر امام سجاد(ع) دلالت دارند، جمعآوری و آنها را مورد نقد و بررسی قرار داده اند. باید توجه داشت که هر چند اصل ماجرا شهرت بسزایی دارد و در کهنترین متون تاریخی شیعه، چون وقعة الصفین، تاریخ یعقوبی و بصائر الدرجات که همگی در قرن سوم تألیف یافتهاند، نقل شده است، اما اختلاف میان مفاد این روایات و عدم سازگاری پارهای از آنها با روایات فتوحات و غیره، آن قدر چشمگیر است که محققان معاصر، اصل داستان شهربانو و ازدواج وی با امام حسین(ع) و ولادت امام سجاد(ع) از شاهزاده خانم ایرانی را مشکوک دانستهاند؛ چنان که استاد مطهری پس از تشکیک در این بارمینویسد:
«ادوارد براون از کــسانی است که داستان را مجعول میداند. کریستنسن نیز قضیه را مشکوک تلقی میکند و همین طور سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی ایران آن را افسانه میداند»
علاوه بر این ، از صدها سال پیش محدثان و نسبدانان بر مضمون این روایات خرده گرفتهاند و به انکار آن پرداختهاند و به انکار آن پرداختهاند. ابن عنبة یکی از نسبشناسان معروف علوی (متوفی 828 هـ ق) در این باره مینویسد: «خداوند، علی بن الحسین(ع) را به فرزندزادگی پیغمبر(ص)، از پادشاهزادگی بینیاز فرموده است، آن هم دخــتری که بر سنت اسلامی متولد نشده است. اگر پادشاهی موجب شرف بود، باید عجم بر عرب و بنی قحطان بر بنی عدنان فضیلت داشته باشند.»
وی ـ پس از این که میگوید: قول مشهور آن است که مادر امام سجاد(ع) دخــتر یزدگرد سوم و نامش شاه زنان میباشد ـ در پایان میافراید: بسیاری از نسبشناسان و مورخان این قول را نپذیرفتهاند. بنا به گفتهی آنها دخــتران یزدگرد همراه او به خراسان رفتند.
دلیل دیگری که اصل داستان را خدشهدار میکند، سندی است که نشان میدهد آغاز سدهی دوم هجری، شاهزاده خانم ایرانی در خاندان هاشمی ناشناخته بوده است. این سند، نامه منصور دوانیقی در پاسخ به محمد بن عبدالله بن حسن ـ مشهور به نفس زکیه ـ است. محمد در نامهای به منصور، و پس از آنکه خود را مهدی امت خوانده و امامت و خلافت را حق خود دانسته است، منصور را به اطاعت خود فرا میخواند. منصور در پاسخ او نامهای طولانی و تهدیدآمیز مینویسد و در ضمن میگوید: پس از رحلت رسول خدا(ص) در خاندان شما برتر از علی بن الحسین(ع) متولد نشده و مادر او امولدبود.
نوشتن امولد، تحقیری است که منصور بن محمد بن عیدالله روا میدارد. این نامه که طبری در حوادث سال 145 هجری آورده، نیم قرن پس از رحلت امام علی بن الحسین(ع) نوشته شده است که در آن زمان بسیاری از هاشمیان زنده بودند. اگر داستان اسیر شدن شهربانو و آوردن او به مسجد مدینه و نیز اگر دخــتر یزدگرد بودن مادر حضرت درست میبود، منصور چنان تعبیری به کار نمیبرد و اگر ادعای دروغی کرده بود، محمد سخنش را در دهانش میشکــست و به او پاسخ میداد که مادر علی بن الحسین(ع) شاهزاده بوده است نه کنیز.
نکته دیگر آن که مورخان هنگام شرح جنگهای مسلمانان و ایرانیان، داستان حرکت و عقبنشینی یزدگرد را از نقطهای به نقطهی دیگر به تفصیل نوشتهاند. براساس این گزارشها، یزدگرد و خاندان او هیچگاه در میدان جنگ نبودهاند. زمانی که جنگ قادسیه شروع شد، یزدگرد در مداین بود و پیش از آمدن مسلمانان از مداین به حلوان رفت؛ سپس از حلوان به اصفهان و از آن جا به اصطخر و کرمان و مرو گریخت.در این عقب نشینیها، یزدگرد نه تنها زنان، خویشاوندان و خزانهی خود را همراه داشته است، بلکه آشپزان، رامشگران و یوزبانان او نیز همراه وی بودهاند. بنابراین، دخــتران او کجا، کی و چگونه به اسارت مسلمانان درآمدند؟ البته با وجود قراین و شواهد ذکر شده، احتمالاً در فتح مداین کنیزکانی اسیر شدهاند؛ چنان که مجالد بن سعید از شعبی نقل میکند: «در روز فتح مداین، مسلمانان از کنیزان کــسرا، تنی چند به اسارت گرفتند که مادر من یکی از آنان است.» نیز بعید نیست که در فتح خراسان و شرق ایران دخــترانی اسیر شده باشند؛ چنان که بلاذری مینویسد: «گفتهاند مادر علی بن الحسین(ع) سجستانی (سیستانی) است.» و احتمال دارد که امام حسین(ع) یکی از این زنان را به همسری گرفته و امام علی بن الحسین(ع) از او متولد شده باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 15:42 توسط خادم الحسین
|